Monday, 2 January 2012

ارائه‌کنندگان خدمات ثبت آثار کپی‌رایت


در این لینک نمونه خوبی از ارائه‌کنندگان خدمات ثبت آثار هنری و ادبی را می‌یابید که مختص ثبت آثار نمایشنامه به طور خاص است. اینطور که پیداست گویا هزینه‌ای بابت این ثبت دریافت نمی‌کنند که احتمالاً به این دلیل است که نهادی عمومی‌ است. واضح است که این نهادها می‌توانند به طور خصوصی هم دائر شوند و به نسبت خدماتی هم که ارائه می‌کنند پرداخت بهایی را درخواست کنند.

نوع خدماتی که این نهادها ارايه می‌دهند خیلی ساده تنها ثبت یک اثر هنری یا ادبی به نام پدیدآورنده آن و به عبارتی ثبت اطلاعات مربوط به دارنده کپی‌رایت است. فراموش نکنید که به وجود آمدن کپی‌رایت به هیچ عنوان نه در قانون ایران و نه در قانون هیچ کشور دیگری نیازمند ثبت اثر نیست. (در آمریکا البته ثبت دولتی اثر شرط حمایت کامل و از جمله امکان رأی به خسارات قانونی در صورت نقض حقوق است؛ ولی حتی در آمریکا هم به وجود آمدن کپی‌رایت مشروط به ثبت نیست.) پس خدماتی که این نهادها ارائه می‌دهند تنها برای ایجاد اطمینان خاطر است که پدیدآورنده حتی اگر اثر خود را به هیچ‌کس هم نشان نداده باشد بعدها در صورت نقض حقوقش می‌تواند انتساب اثر را به خود ثابت کند. به عبارتی این نوع از خدمات نه در مرحله ثبوت حق، بلکه به هنگام اثبات مدعا به کار پدیدآورنده می‌آید. در همین راستا هم باید دقت کرد که درست‌تر آنست که این نهاد‌ها را ارائه‌کنندگان خدمات «ثبت آثار کپی‌رایت» بخوانیم و نه «ثبت کپی‌رایت».

جای این‌گونه نهادها در ایران خالی بود که چند وقتی است در گوشه و کنار خبرها و اطلاعاتی مانند این را می‌شنوم که خود نشان خوش‌یمنی است از اینکه کم‌کم نیاز به کپی‌رایت احساس می‌شود و پدیدآورندگان شروع کرده‌اند به اقدام‌ها پیشگیرانه برای تضمین حقوق خودشان.

در آخر از همگی خوانندگان این نوشته می‌خواهم اگر نهاد مشابه دیگری را سراغ دارید، مرا در جریان بگذارید تا مرجع کاملی از ارائه‌کنندگان این خدمات در این صفحه تهیه کنیم.

Tuesday, 27 September 2011

همه چیز را به گردن نبود قانون کپی‌رایت نیاندازید!


مدتی‌ست در اینترنت به دنبال هرآنچه که مربوط به کپی‌رایت در معماری می‌شود، افتاده‌ام. این مقوله‌ایست که در یک سال فوق‌لیسانس هیچ‌کاری درباره‌اش نکردیم و هیچ‌چیز درباره‌اش نخواندیم و اکنون همچون یک موضوع به شدت تازه و وسوسه‌انگیز برق در چشمهایم می‌اندازد! در کمال تعجب من (البته گفتم که هیچ مطالعه‌ای در این باب نداشته‌ام!) فهمیدم به موجب حمایت کپی‌رایت از یک اثر معماری، تنها ساخت یک اثر کاملاً شبیه به آن نیست که محدود می‌شود -اگرچه در همین هم بحث است- بلکه مسائلی همچون گرفتن عکس یا تصویرسازی از بنا -که در صورت تجاری بودن عکس یا تصویر نیاز به کسب اجازه از پدیدآورنده اثر معماری دارد- و یا محدودیت در امکان نوسازی و تعمیرات بنا و وارد کردن تغییرات در شکل و نقشه اولیه هم مطرح است و بسیاری دیگر. که خود همگی بسیار هیجان‌انگیز می‌نماید. به نظر می‌رسد از پتانسیل چنین قوانینی می‌توان حتی در بحث حمایت از میراث فرهنگی هم استفاده کرد؛ اگرچه اجازه دهید وارد بحث نشوم که خود هنوز چندان در جزئیات مسلط نیستم!

غرض اما از شروع این بحث این خبر بود که در حین کنکاش در اینترنت این‌بار با واژگان کلیدی فارسی -چون اکثر مطالب در این زمینه به زبان‌های غیرفارسی هستند- بدان برخوردم که بحث نبود قانون کپی‌رایت را در ساختمان‌سازی مطرح کرده است. اینطور که پیداست مجری یک طرح ساختمان‌سازی دست به خلاقیت‌هایی در ساخت قطعات پیش‌ساخته مورد استفاده در ساختمان زده و این طرح‌ها -چنانکه البته برای هیچ‌یک از ما دیگر غافلگیرکننده نیست!- مورد الگوبرداری و استفاده بدون اجازه از خالق آن سازه‌ها قرار گرفته است. در خبر، شکوه این مدیر شرکت ساختمانی را داریم که نیاز به قانون کپی‌رایت است تا این اتفاقات نیفتد.

در بررسی این نظر دو مساله را باید مورد توجه قرار داد:


۱. آیا نبود قانون کپی‌رایت باید سبب شود که دست بر دست بگذاریم که محصول خلاقیت‌ها و ابتکارات‌مان مورد کپی‌برداری بدون اجازه قرار گیرد؟ آیا برای حمایت از آن‌ها هیچ راه جایگزینی نیست یا نمی‌تواند ابتکار زده شود؟ و ۲. آیا حتی در کشورهایی که قوانین کپی‌رایت حتی قوی دارند، حمایت از هرگونه خلاقیتی با ابزار کپی‌رایت صورت می‌گیرد؟

برای حمایت از خلاقیت‌ها ابزارهای مختلفی داریم که همگی زیر عنوان مالکیت فکری بحث می‌شوند. کپی‌رایت تنها یکی از آنهاست. از جزئیات سازه‌های مورد اشاره در خبر چیزی گفته نشده ولی در همین کلیّت هم می‌توان تصور کرد که حمایت از آن‌ها می‌تواند بسته به مورد با استفاده از حمایت قانون از طرح‌های صنعتی یا با ثبت آن به عنوان اختراع یا حتی به عنوان علامت تجاری ممکن شود. اگر هیچ‌یک از این‌ها مورد پسند پدیدآورنده نباشد -خصوصاً با توجه به مقیّد بودن این حمایت‌ها به دوره‌های زمانی ۱۰ یا ۲۰ ساله و نه بیشتر- وی حتی می‌تواند از طریق بستن قراردادهای حفظ اسرار تجاری از لو رفتن ایده‌های خلاقانه خود پیشگیری کند. در‌واقع در عمل، چنین طرح‌هایی از طریق آمیزه‌ای از این روش‌ها مورد حمایت قرار می‌گیرند، به نحوی که با استفاده از تمام این ابزارها، هر یک از جنبه‌ای از اثر حمایت می‌کنند. جنبه تکنیکی آن با ثبت به عنوان اختراع، ظاهر آن با ثبت به عنوان علامت تجاری و نقشه توضیحی چگونگی ساخت هم می‌تواند تحت عنوان طرح صنعتی مورد حمایت قرار گیرد. کپی‌رایت ابزار این رشته حقوق است تنها برای حمایت از جنبه‌های هنری یک آفرینه و می‌توان گفت که این جنبه‌ هم در سازه مطرح در خبر، حتی اگر اصولاً موجود باشد، جنبه غالب اثر نیست.

رشته مالکیت فکری را می‌توان به یک جعبه ابزار تشبیه کرد که آن را باز می‌کنید و به فراخور نیاز از ابزارهای مختلف موجود در آن استفاده می‌کنید. استفاده از یکی به معنی غیرممکن ساختن استفاده از دیگری نیست و می‌توان از همه آن‌ها در آن واحد استفاده کرد -اگرچه این در بررسی مورد به مورد پرونده‌ها می‌تواند استثنائاتی هم داشته باشد. مهم آنست که نپنداریم حمایت را تنها با استفاده از یک ابزار می‌توان و باید فراهم آورد. این خصوصاً برای ما در ایران مهم است که کلاً از ابزار کپی‌رایت محرومیم و این محرومیت باید با خلاقیت در استفاده از سایر ابزارها جبران گردد و جنبه مثبت داستان ما هم آنست که سایر ابزار با قوانین نسبتاً جدید و قابل بهره‌برداری در نظام حقوقی ما فراهم شده است.

آنچه اما نبودش حتی بیشتر از نبود قانون کپی‌رایت در ایران در چشم می‌آید روحیه پیش‌بینی واقعه قبل از رخداد و مسوولیت‌پذیری درباره آفریده‌هایمان است. این واضح است که آثار خلاقانه در ایران به سهل‌ترین روش و در کوتاه‌ترین زمان کپی می‌شوند، پس نیاز است که این روحیه تقویت شود که قبل از تولید انبوه و تجاری و چه بسا حتی قبل از رونمایی آثار به عموم حتی در مکانی مانند یک نمایشگاه صنعتی، فکری به حال احتمال کپی‌برداری بدون اجازه آن‌ها بکنیم. در همه جای دنیا پدیدآورندگان آثار خلاقانه با آگاهی از پتانسیل مالی موجود در کوچک‌ترین خلاقیت‌های خود، در اولین قدم پس از خلق اثر، به مشاوره با وکیلی متخصص در این امور پرداخته و بهترین راه یا راه‌های حمایت از اثر خود را بررسی کرده و عملی می‌نمایند. چرا ما در ایران انتظار داریم مردم خود خوب باشند و کپی نکنند یا حکومت همچون قیّمی به محافظت از ما بپردازد و خود قبل از کپی‌شدن و دزدیده‌شدن خلاقیت‌ها چاره‌ای برای پیشگیری از این وضع نمی‌اندیشیم؟

Saturday, 24 September 2011

پاسخ به چند سوال


از سؤالاتی که چندی پیش دریافت کردم تعدادی باقی‌ مانده بود که نتوانستم در قالب یک مقاله کلی برای پوشش همگی بدانها بپردازم؛ بنابراین به آن‌ها تک‌تک پاسخ داده و در اینجا قرار دادم.

من یک فیلم خریده‌ام. فیلم را برای یک هفته به دوستم می دهم تا نگاه کند. بعد به من برمی‌گرداند. آیا من کپی رایت را نقض کرده‌ام؟

- به هیچ عنوان! کپی‌رایت موجود در این فیلم از سوی شما به عنوان یک بیننده عادی تنها در صورتی قابل نقض است که سی‌دی را کپی‌کنید و به دوستتان بدهید. حتی بسیاری بر این عقیده‌اند (و این عقیده‌ایست قابل دفاع که بسته به نظام‌های مختلف حقوقی و شیوه‌ای که آن‌ها در قبال «استفاده مجاز از آثار کپی‌رایت» اتخاذ کرده‌اند می‌تواند متفاوت باشد) که حتی در صورت کپی، مادام که ۱. در حد وسیع کپی‌ و منتشر نکرده باشید و ۲. به فروش نرسانده باشید و به عبارتی استفاده اقتصادی از کپی کردن سی‌دی نبرده باشید، اقدام شما جزو قلمرو استفاده عادی از اثر است و حقی نقض نشده است.

نرم‌افزاری باگ دارد. من باگ را پیدا می‌کنم و از آن برای استفاده نامحدود از نرم‌افزار استفاده می‌کنم؛ ولی به شخصه خودم به سازنده اطلاع میدهم. اگر از این باگ استفاده کنم، کپی‌رایت را نقض کرده‌ام؟

- به نظر می‌رسد اگر آن نرم‌افزار را به طور قانونی تهیه کرده باشید (نسخه اصل را خریداری کرده باشید) هیچ ایرادی به کار شما وارد نباشد و این شرکت نرم‌افزاری است که باید بکوشد باگ را در نسخه‌های بعدی رفع کند و یا زرنگ باشد و توامان با این اقدام، نسخه‌های موجود در بازار را که باگ دارند هرچه زورتر جمع‌آوری کند. اقدام شما حتی اگر به خود شرکت اطلاعی ندهید در خصوص وجود باگ به نظر به هیچ روی ناقض حقوق کسی نیست.

قانون کپی‌رایت استثنا هم دارد؟ یعنی می‌توان در حالاتی از نرم‌افزار کرک شده استفاده کرد؟

-البته قانون کپی‌رایت استثناء دارد ولی اینکه نرم‌افزاری که پولی است (یعنی اوپن‌سورس نیست) را کرک کرد که بتوان بدون نیاز به خریداری آن به طور کامل و نامحدود (یعنی نه به صورت امتحانی و ترایال ورژن) از آن استفاده کرد به خوبی مصداق نقض کپی‌رایت آن نرم‌افزار است. البته در نظر هم داشته باشید که متأسفانه مردم ایران از طرفی به دلیل عضو نبودن ایران در هیچ پیمان بین‌المللی در زمینه کپی‌رایت و از طرفی به دلیل مناقشات و سپس تحریم‌های سیاسی فراوان حکومت ایران از سوی کشورهایی که حرف اول را در صنعت نرم‌افزار دنیا می‌زنند (عمدتاً اروپا و آمریکا) تا حد زیادی از دسترسی به نرم‌افزارهای اصل محرومند و در این شرایط نمی‌توان انتظار داشت که مادام که دسترسی به نسخه اصل فراهم نیست از مردم انتظار رعایت حقوق را داشت. البته تا جایی که بنده اطلاع دارم نسخه‌های اصل بسیاری برنامه‌ها -ازجمله تعدادی از آنتی‌ویروس‌ها- اکنون در ایران هم یافت می‌شود که در این‌صورت باید همان نسخه اصل را تهیه کرد. لیکن باز هم بحث اولیه باقی می‌ماند که حتی در این صورت هم اگر کسی نسخه غیرقانونی را تهیه کرد به دلیل اینکه ایران عضو پیمان بین‌المللی نیست و از لحاظ نظری تعهدی بر دوش نگرفته است، پس این اقدام هم نقض قانون نیست. فراموش نکنید که شما در داخل ایران تنها می‌توانید قانون کشور خودتان را نقض کنید و قانون کشور مثلاً ایالات متحده در ایران اجرا نمی‌شود، پس اگر ایران در این زمینه قانون نداشته باشد و آن را نقض حقوق تلقی نکرده باشد شما هم قانونی را نشکسته‌اید! البته باز هم دقت داشته باشید که حرف در اینجا بر سر نرم‌افزارهای تولید خارج است و برای نرم‌افزارهای تولید داخل ایران ما قانون به روز و تا جایی که بنده اطلاع دارم نسبتاً خوب و جامعی را داریم.

شرکت های ایرانی قاعدتاً فیلم های خارجی را که دوبله و وارد بازار می کنند باید خریداری کرده باشند، اما خب سانسورش هم می‌کنند! می‌شود من یک نسخه دوبله بخرم و با این توجیه که بابت فیلم پول داده‌ام، بروم و یک نسخه کپی دی‌وی‌دی هم از سر کوچه بخرم و نگاه کنم؟

کپی‌رایت ابزاری‌ست برای حمایت از حقوق پدیدآورنده یک اثر. اما این نباید سبب شود حقوق مصرف‌کننده را فراموش کنیم. در‌واقع در همه جای دنیا و خصوصاً در نظام‌های بازار آزاد و رقابتی، حقوق مصرف‌کننده چنان بدیهی، قوی و در همه‌حال حاضر است که در تعریف کپی‌رایت بدان اشاره‌ای نمی‌شود و آن را همچون یک پیش‌فرض قلمداد می‌کنند! در ایران اما با نبود بازار آزاد و اشکالات اساسی قانون‌گذاری و خلاء قانونی در زمینه حقوق مصرف‌کننده و حقوق رقابت، مردم عادی گاه فراموش می‌کنند که حق و حقوقی هم آنها دارند و تولید‌کنندگان و فروشندگان و دارندگان کپی‌رایت و غیره موظف به پوشش نیاز مردمند و مردم بدهکار این قشر نیستند که حتی علیرغم زیان خود و به هر قیمتی حقوق این قشر را رعایت کنند. تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و دارندگان حقوق در قبال مردم موظفند که با ارائه محصول با کیفیت، مشتری خود را راضی نگاه‌ دارند به نحوی که مطمئن شوند مشتری اولاً نسخه اصل محصولات را تهیه می‌کند و ثانیاً این نسخه اصل را از آنان تهیه می‌کند و نه سایر ارائه‌‌دهندگان احتمالی و بعضاً غیرقانونی حاضر در بازار. پس اگر شرکتی ایرانی اقدام به خرید و انتشار قانونی یک فیلم نمود همچنین باید کیفیت این محصول خود را چنان قانع‌کننده فراهم آورد که مشتری ایرانی به دنبال نسخه دیگری نرود. این اما محتاج قوی‌تر شدن مولفه «رقابت» در بازار است که متأسفانه در ایران ما از این جهت بسیار می‌لنگیم! پاسخ به این سؤال به نظر چندوجهی می‌نماید. از طرفی کار شما قانونی‌ست چون بالاخره سی‌دی اصل را از آن شرکت تهیه کرده‌اید. اما از طرفی از کیفیت سی‌دی ناراضی هستید و می‌خواهید یک نسخه که به اعتقاد شما غیرقانونی‌ست را هم تهیه کنید تا این بی‌کیفیتی را جبران کند. از طرفی در کشور ما نه تنها قوانین قوی برای حمایت از کپی‌رایت وجود ندارد بلکه همان قوانین ضعیف هم از اجرایشان اطمینانی حاصل نمی‌شود. در این حالت اعتقاد من بر آنست که سیستم خود پذیرفته که لیاقت رعایت حقوق را ندارد! (چون از طرفی نسخه‌های با کیفیت فراهم نمی‌کند و از طرفی اجرای حقوق را هم پاسداری نمی‌کند و ضمانت‌اجراها تنها محدود به کلمات چاپ‌شده داخل کتاب قوانین مانده‌اند!) پس می‌توان گفت که این کار مشکل اخلاقی ندارد و مشکل قانونی هم اگر داشته باشد (که می‌توان دفاع کرد که ندارد!) جای نگرانی نیست، چون قانون اجرا نمی‌گردد! به نظر من مهم است که بدانیم در زمینه محصولات فرهنگی وارداتی شما با شهروند هر کشور دیگر که آن محصول را با نهایت کیفیت در دسترس دارد، هیچ فرقی ندارید و شما هم درست به همان اندازه محق هستید که از یک محصول با کیفیت قانع‌کننده برخوردار شوید و اگر دارنده حق که حق خود را به شرکتی ایرانی که اهمیتی به کیفیت محصولات نمی‌دهد، منتقل کرده است، باید پیه این را هم به تن بمالد که مخاطب ایرانی به سراغ نسخه‌های غیرقانونی خواهد رفت!


Wednesday, 20 July 2011

مختصری راجع به اجازه‌نامه‌ها و قراردادهای انتقال کپی‌رایت


سؤال بعدی که دریافت کرده‌ام از این قرار است:

آیا کپی‌رایت قیودی دارد یا هر چیزی‌ست که مالک در توافق‌نامه قید می‌کند؟ مثلاً آیا مالک می‌تواند قید کند که فقط یک نفر می‌تواند این محصول را داشته باشد و حق فروش و هدیه آن را ندارد؟

قبل از هر چیز در نظر داشته باشید که به جای مالک در حقوق مالکیت فکری بهتر است از عنوان «دارنده کپی‌رایت» یا همان صاحب حق استفاده کنید. توافق‌نامه هم در بحث ما معمولاً «اجازه‌نامه» (=لایسنس) خوانده می‌شود، البته مگر درصورتی که حرف از «انتقال» کپی‌رایت باشد که به هر دوی این قراردادها در این نوشته تا حدی مختصر البته خواهم پرداخت.

چنانکه در پست قبلی هم توضیح دادم، کپی‌رایت حق پدیدآورنده اثر است بر استفاده و انتفاع از اثرش، بدان معنا که اگر سایرین بخواهند از اثر او استفاده کنند، باید هزینه آن را (با خرید نسخه اصل اثر) به او بپردازند. همچنین اشاره‌ای کوتاه به استفاده‌های درجه دوم secondary uses شد که منظور هنگامی‌ست که پدیدآورنده دیگری بخواهد از اثر پدیدآورنده اول در خلق اثر جدیدش استفاده کند. در اکثر این مواقع لازم است که این پدیدآورنده دوم با اولی تماس گرفته و توافقی که شرایط استفاده را تعیین کند، حاصل کند. همچنین بسیاری از استفاده‌های دیگر از اثر هم ممکن است که صرف خرید یک نسخه اصل از اثر برای ادعای اینکه اجازه پدیدآورنده حاصل شده، کافی نیست و باید با وی بر سر جزئیات استفاده توافق شود. مثلاً اگر شما یک نسخه اصل یک آلبوم موسیقی را بخرید، مسلماً این برای شما کافیست تا بتوانید از سی‌دی استفاده کنید و حتی بتوانید آن را روی کامپیوتر خود یا حتی دوستانتان -تا حدی که از میزان «استفاده مجاز» فراتر نرود- منتقل کنید. ولی اگر شما تهیه‌کننده یک برنامه رادیویی باشید که بخواهید قطعه‌ای از آن آلبوم را در برنامه خود پخش کنید، این دیگر نیاز به توافق با دارنده کپی‌رایت آن آلبوم موسیقی دارد و دیگر اصل بودن نسخه آلبوم موسیقی که در دست شماست، کافی‌ نیست.

پس معلوم می‌شود که اگر معنی کپی‌رایت و انواع استفاده‌های ممکن از یک اثر را درک کنید و متوجه باشید که کدام استفاده با خرید نسخه اصل صحیح و مجاز است و کدام استفاده با خرید نسخه اصل کافی نیست بلکه باید وارد قراردادی با دارنده کپی رایت اثر بشوید، متوجه قیود کپی‌رایت هم خواهید شد. البته در ذهن هم داشته باشید که استفاده عموم مردم از یک اثر کپی‌رایت در اکثر قریب به اتفاق نظام‌های حقوقی با استثنائات استفاده مجاز و استفاده تحت اجازه‌نامه‌های اجباری می‌تواند محدود شود.

ورای این نکات، اگر برای نوعی از استفاده، فردی وارد قرارداد با دارنده کپی‌رایت شود، دارنده کپی‌رایت و طرف دیگر قرارداد -مانند هر قرارداد غیرمعین دیگر- تحت سلطه حقوق قراردادها خواهند بود؛ این یعنی تعیین شرایط مختلف -تا حدودی که با اصول پذیرفته شده نظام حقوقی ایران مثلاً در مورد نظم عمومی یا اخلاق حسنه، مغایرت نداشته باشد- کاملاً با طرفین قرارداد خواهد بود و به قول حقوقیون: المسلمون عند شروطهم. البته بد نیست که اشاره کنم که قراردادهای ناظر به کسب اجازه (دقیق‌تر است که این را «اذن» بنامیم) از دارنده کپی‌رایت، اکثراً شکل «اجازه‌نامه» (لایسنس License) را به خود می‌گیرند و این بدان معنی‌ست که کپی‌رایت کاملاً به طرف قرارداد منتقل نمی‌شود، بلکه تحت شرایطی -معمولاً پرداخت مبلغی که قابل چانه زدن است- اجازه استفاده خاصی از اثر را می‌یابد -نحوه و جزئیات استفاده هرچه دقیق‌تر در قرارداد معنی شود بهتر است و احتمال بروز اختلافات آینده را می‌کاهد. دقت کنید که اجازه‌نامه با قرارداد انتقال کپی‌رایت متفاوت است. در اجازه‌نامه، طرف قرارداد، اذن انجام کاری را می‌یابد که در صورت نبود اجازه‌نامه، انجام آن کار غیرقانونی می‌بود. این به خودی‌خود یعنی اولاً طرف قرارداد تنها کسی‌ست که اجازه استفاده از اثر را می‌یابد و نه هیچ‌کس دیگر؛ از طرف دیگر باید به تفاوت «ایجاد حق» و «اعطای اذن» توجه کرد. وقتی حقی برای شما ایجاد شود، با فوت شما آن حق -اگر حق مالی باشد- به وراث شما انتقال می‌یابد و نیز شما می‌توانید آن حق ایجاد شده برای خود را به دیگران منتقل سازید. لیکن اذن چیزی‌ست که تنها شما از آن بهره‌مندید و چیزی «ایجاد» نشده است که بخواهید آن را به دیگری منتقل کنید یا بعد از مرگتان باقی بماند تا به وراث برسد. از طرفی، اذن از جانب اذن‌دهنده قابل بازپس‌گیری‌ست، البته قابل فرض است که طرفین یک اجازه‌نامه معمولاً بر سر اینکه اذن اعطاشده تا چه مدت باقی بماند و قابل تمدید باشد یا خیر و نیز قابل بازپس‌گیری هم نباشد (مگر مثلاً در صورت پرداخت جریمه‌ای از جانب کسی که اذن را پس می‌گیرد)- این‌ها تمام جزئیات قرارداد را تشکیل می‌دهد- قاعدتاً موادی را اختصاص داده و موافقت می‌نمایند.

صورت دیگر قابل تصور از قرارداد با موضوعیت کپی‌رایت، قرارداد مبنی بر انتقال کپی‌رایت یک اثر است. در این زمینه باید به دو نوع انتفاع پدیدآورنده یک اثر از اثر خود تحت قوانین کپی‌رایت توجه کنیم:  

کپی‌رایت برای پدیدآورنده خود موجد دو گونه حقوق است: ۱. حقوق اقتصادی economic rights (در ترجمه‌ها و متون فارسی از آن به «حقوق مادّی» هم تعبیر شده) یعنی استفاده مالی از اثر که تمام موارد بالا در مورد انواع استفاده‌ها و لزوم توافق راجع بدان شامل این‌گونه حق می‌شود. ۲. حقوق اخلاقی moral rights (که از آن به حقوق معنوی هم تعبیر شده) ناظر است به حق پدیدآورنده اثر به ذکر نام وی به هنگام استفاده دیگران از اثرش و یا حق وی به اینکه افراد، تمامیت اثر وی را محترم شمارند و بدان خدشه وارد نکنند. مثل آنکه مقاله نوشته شده وی را تکه‌تکه و چنانکه منظور نویسنده آن را نقض کند، از وی نقل نکنند و یا سایر استفاده‌های ضربه‌زننده به اثر.

دقت کنید که قرارداد مبتنی بر انتقال کپی‌رایت تنها می‌تواند نوع اول حقوق پدیدآورنده اثر یا دارنده کپی‌رایت (حقوق اقتصادی) را منتقل سازد و حقوق اخلاقی همیشه متعلق به پدیدآورنده و حتی پس از مرگ وی متعلق به وراث وی باقی خواهد ماند.

جی‌کی رولینگ حقوق خود را در خصوص فیلم‌سازی مجموعه
۷ قسمتی هری‌پاتر به شرکت برادران وارنر منتقل نمود.
در اینگونه قراردادها هم معمولاً دارنده کپی‌رایت بخشی از کپی‌رایت خود را منتقل می‌کند؛ مثلاً جی‌کی‌ رولینگ پیش از ساخته شدن اولین قسمت فیلم هری‌پاتر حق خود را -صد البته به بهایی بالا که مبلغ دقیق را به خاطر نمی‌آورم- به شرکت فیلم‌سازی برادران وارنر منتقل کرد. این یعنی خود جی‌کی رولینگ دیگر نمی‌تواند با شرکت فیلم‌سازی دیگری درباره ۷ کتاب اصلی هری پاتر وارد قرارداد شود، زیرا حق خود را در خصوص فیلم‌سازی این مجموعه داستان قبلاً منتقل کرده است. حال این با شرکت برادران وارنر است که اگر بخواهند حق فیلم‌سازی این مجموعه داستان را به دیگری منتقل سازند زیرا دارنده کپی‌رایت فیلم‌سازی این مجموعه، آنها هستند. به عبارتی کپی‌رایت در یک اثر یک حق مالی‌ست که قابل دادوستد می‌باشد و وقتی منتقل شد -مگر به سبب عللی چون فسخ یا اقاله قرارداد- دیگر قابل بازیابی توسط دارنده قبلی کپی‌رایت نمی‌باشد. این البته تنها حق فیلم‌سازی را در بر گرفته و خانم رولینگ همچنان حق دریافت درصد مورد توافق با ناشرانش را از باب فروش کتاب‌هایش داراست.

مایلم اشاره کنم کل این نوشته به قصد روشن کردن کلّی بحث که در سؤال مطرح شده بود، است وگرنه جزئیات بسیاری درباره مسائلی چون اذن و اشکال مختلف ممکن از عقود معین در نظام حقوقی ایران که قراردادهای مربوط به کپی‌رایت می‌توانند در قالب آن مطرح شوند و غیره به صورت آکادمیک حقوقی مطرح نشد و تنها، قصد، پاسخ مختصر سؤال برای خواننده غیرحقوقدان بود؛ تمام این نکات البته مطالبی‌ست که در حقوق ایران بسیار جای بحث دارد و هنوز چندان بدان توجه نشده است.

Tuesday, 12 July 2011

کپی‌رایت چیست؟


از یکی از خوانندگان این وبلاگ چند سؤال درباره کپی‌رایت دریافت کردم. قصد دارم در این پست و چند نوشته بعدی به این سوالات تا حد ممکن و خلاصه پاسخ دهم.

سوال اولی که دریافت کردم سوالی مختصر است که البته جواب آن به اختصار خودش نمی‌تواند باشد!: 

تعریف کپی‌رایت چیست؟

کپی‌رایت حقی‌ست که پدیدآورنده یک اثر هنری یا ادبی بر روی اثر خود دارد. یک نوع مالکیت است که آثار آن کمی با مالکیت ما بر اشیاء مادی متفاوت است.

فرض کنید شما مالک خانه‌ای هستید. این مالکیت اثرات خاص خود را دارد. مثلاً به شما حق انحصاری استفاده از مالتان را می‌دهد. و این خود بدان معنی‌ست که شما می‌توانید دیگران را از استفاده ازخانه‌تان منع کنید. این حق استفاده همچنین بدین معنی‌ست که می‌توانید آن را از بین ببرید. البته استفاده هر مالکی از مال خود با قاعده‌ای به نام «لاضرر» محدود می‌شود. یعنی اگر بخواهید از مال خود چنان استفاده‌ای ببرید که منجر به ضرر دیگری بشود، این استفاده دیگر مجاز نیست.

حال فرض کنید شما نویسنده یک کتاب داستانید. این کتاب «مال» شماست و می‌توانید هرگونه که خواستید از آن استفاده کنید. این استفاده اما نمی‌تواند تنها این باشد که کتابتان را در کتابخانه بگذارید و هر از گاه مطالعه کنید. انواع استفاده از چنین مالی به همین دلیل بسیار متنوع می‌شود. می‌توانید با ناشر قرارداد ببندید تا کتابتان منتشر شود. در این‌گونه قراردادها وضع کپی‌رایت تا حد زیادی بررسی و مورد تصمیم قرار داده می‌شود حتی اگر تحت عنوان کپی‌رایت نباشد. اگر بخواهید کپی‌رایت را برای خود نگاه دارید معمولاً ناشر از شما خواهد خواست که تعهد کنید برای چاپ کتاب به صورت موازی سراغ ناشر دیگری نروید و... . می‌توانید با یک شرکت فیلم‌سازی قرارداد ببندید و حق ساخت فیلم از کتاب خود را به او منتقل کنید. بحث حق فروش دوباره هم می‌تواند مطرح شود و سایر حقوق که همه برخاسته از تنوع انواع «استفاده» دارنده کپی‌رایت از حقش در مقایسه با استفاده مالک یک شیء مادی از مالش است.

از طرفی وقتی تصمیم به انتشار اثر خود گرفتید، بحث استفاده سایر افراد از اثر شما که یک اثر کپی‌رایت است، مطرح می‌شود.  

منظور از اثر کپی‌رایت a copyright work- a copyrighted work اثری‌ست که کپی‌رایت آن هنوز منقضی نشده است. مدت کپی‌رایت در کشورهای مختلف متفاوت است. کشورهای عضو پیمان برن متعهدند که حداقل دوره حمایت ۵۰ ساله را در قوانین خود مقرر دارند. این مدت در انگلستان ۷۰ سال و در آمریکا ۱۲۰ سال پس از فوت دارنده کپی‌رایت است

اما آیا سایر افراد چه استفاده‌ای می‌توانند از اثر کپی‌رایت شما (مثال ما کتاب بود) ببرند؟ اولین و شایع‌ترین استفاده مسلماً خواندن آن کتاب است. برای این‌کار افراد باید از یک اثر اصل original استفاده کنند. می‌توانند کتاب را بخرند یا از کتابخانه امانت بگیرند. اگر کل کتاب را کپی‌ کنند چه می‌شود؟ خوب کار زیاد جالبی نیست ولی در این موارد بحث استثنائات کپی‌رایت که دو شکل «استفاده مجاز» یا «اجازه‌نامه (لایسنس)های اجباری» انواعی از آن است، می‌تواند مطرح شود. اجازه دهید از کنار این البته بگذریم چون بسیار بحث مفصلی‌ست!

افراد می‌توانند انواع دیگری از استفاده از اثر شما بنمایند. می‌توانند در یک برنامه رادیویی قسمت‌ها یا حتی کل کتاب شما را روخوانی‌ کنند. ممکن است یک نویسنده در کتاب خود از قسمت‌هایی از نوشته شما استفاده کند (دقت کنید استفاده در این مثال خاص متفاوت است از استناد کردن به کتاب شما که نیاز به کسب اجازه ندارد). این‌ها مواردی‌ست که این افراد باید اجازه شما را برای استفاده خود کسب کنند. و البته این اجازه به معنای توافقی‌ست که او با شما حاصل می‌کند که با پرداخت مبلغی به شما حق استفاده از اثر شما را متناسب با نحوه استفاده‌ای که برنامه‌اش را دارد، کسب کند.


برای داشتن تصویر بهتری از اینکه کپی‌رایت چسیت، بد نیست که به مختصری از تاریخچه پیدایش کپی‌رایت هم اشاره کنم. اولین قانون کپی‌رایت در سال ۱۷۰۹ در انگلستان به امضای «ملکه آن» Queen Ann رسید. آیا چه ملکه فرهنگ‌پرور و هنردوستی؟ خیر! فکر نمی‌کنم حرفی از حمایت و پرورش فرهنگ و هنر در آن زمان به شکل امروزی آن بوده یا حداقل با این قانون ملکه آن عزیز نگرانی خاصی را برطرف کرده باشد! داستان این بود که بعد از پیدایش و گسترش صنعت چاپ، ناشران انگلیسی متوجه شدند که کتاب‌های پرفروش آن‌ها (در مقیاس آن دوره البته در نظر بگیرید!) توسط ناشرین خارجی هم چاپ شده و وارد کشور می‌شود و اگر قیمت آن‌ها رقابتی باشد، بدان معناست که کتاب‌های آنان را کسی نمی‌خرد. این ناشرین از ملکه آن تقاضا کردند که در ازای دریافت درصدی از پول فروش کتاب (می‌بینید؟ خود ملکه آن مستقیماً ذی‌نفع شده است!!)، قانونی را ایجاد کند که ناشری که اولین‌بار کتابی را چاپ می‌کند حق فروش نسخه‌های آن را داشته باشد، حقی مالی که حتی بتواند بر سر آن مذاکره کند و به دیگری انتقال دهد. این حق بر «نسخه» -copy- های یک کتاب از همان زمان به copy-right معروف شد.البته اگر خواستید به این تاریخچه استناد کنید لطفاً فراموش نکنید که قانون ۱۷۰۹ ملکه آن سالیان طولانی‌ست که منسوخ شده و حقوق کپی رایت از آن زمان تا کنون بسیار زیاد متحول شده و در انگلستان دیگر ناشری به ملکه این کشور درصدی نمی‌دهد!

نکته دیگر که به بحث تاریخچه کپی‌رایت ربط پیدا می‌کند اینکه کپی‌رایت برخلاف مباحث متعددی در حقوق، یک حق «فطری» نیست. مثلاً قانون بر اینکه کشتن آدم‌ها مجاز نیست و جرم است، یا همچنین در مورد مجاز نبودن دزدی، به نحوی «فطری» می‌نماید. منظور اینکه حتی در دوران‌هایی که جوامع انسانی نظام‌های حقوقی پیشرفته و مفصل امروزی و یا قوانین منسجم که بتوان به آن استناد کرد، نداشته‌اند، باز هم کشتن آدم‌ها یا دزدی اموال دیگران نکوهیده و جرم -البته جرم به معنای غیردقیق- شمرده می‌شده است. گویی چیزی بوده که از فطرت ما آدم‌ها برمی‌خیزد. کپی رایت اما حقی فطری نیست. در تاریخچه مختصری که گفتم هم دیدید ملکه آن نفع مادی داشت که قانع شد چنین قانونی را ایجاد کند و این یعنی جامعه به خودی خود و از ابتدا نیاز به داشتن این حق را -مخصوصاً به شکل پیچیده امروزی آن- احساس نمی‌کرده است. البته منظور این نیست که چون فطری نیست پس جامعه هم بدان نیاز ندارد. این حرف غلطی‌ست. می‌توانید مساله مالیات را هم عیناً از این دید بررسی کنید: فطری نیست ولی بسیار لازم است و بدون آن حتی اصولاً یک جامعه شهری امروزی قابل تصور نیست. نتیجه‌ای هم که از بحث فطری نبودن کپی‌رایت می‌توان گرفت خصوصیت دیگر این حق است که باید در تعریف آن در نظر داشته باشید: اینکه کپی‌رایت چه حقوقی را به دارنده خود می‌دهد، چطور و با چه چیزی ممکن است محدود شود و جزئیات دیگر باید در قانون یک کشور معنی شود. این یعنی کپی‌رایت من ایرانی حقی قاعدتاً بسیار متفاوت از آنچه دارنده مثلاً انگلیسی کپی‌رایت بر اثرش دارد، به من می دهد.

پس به طور خلاصه: کپی‌رایت حقی‌ست که پدیدآورنده یک اثر هنری یا ادبی بر اثر خود دارد. به موجب این حق، دارنده کپی‌رایت می‌تواند در ازای اعطای اجازه به دیگران برای استفاده از اثرش پرداخت مبلغی را بخواهد. جزئیات این حق و اینکه این حق موجد چه منافع اقتصادی و غیراقتصادی است را قانون هر کشور تعیین می‌کند و امکان ورود استثناء به این حق -یعنی مواردی که افراد این حق را رعایت نکنند و باز هم حق دارنده کپی‌رایت نقض نشود- وجود دارد و به تفصیل باید توسط قانون یک کشور تعیین و تعریف شود.

Friday, 10 June 2011

ثبت کپی‌رایت محصولات فرهنگی ایران در آمریکا- قسمت سوم و نهایی


در بخش نهایی این نوشته ابتدا اینکه کپی‌رایت اصولاً چیست مطرح خواهد شد تا این مقدمه‌ای باشد بر توضیح اینکه آیا اصولاً کپی‌رایت قابل ثبت است؛ در ادامه توضیحی بر «کپی‌رایت بین‌المللی» خواهم داشت و اینکه این برداشتی‌ست نادرست و اینکه با ثبت اثر در آمریکا یک همچون کپی‌رایتی به وجود نمی‌آید و نیز اینکه ثبت در آمریکا چگونه به کار پدیدآورنده غیرآمریکایی می‌آید. در ادامه، توضیحاتی راجع به اینکه اصولاً ثبت کپی‌رایت در حقوق ایالات متحده آمریکا برای چه تعبیه شده و با وجودی که تشریفاتی‌ست که با پیمان برن ناهمگون است، چگونه هنوز هم در حقوق این کشور پابرجا مانده است. در پایان، منافعی که آمریکا از جذب پدیدآورندگان ایرانی به ثبت اثر فرهنگی خود در این کشور می‌برد، در دو دسته منافع مالی و فرهنگی مطرح خواهد شد.

  • کپی‌رایت اصولاً چیست؟
    کپی‌رایت یکی از سه بحث اصلی رشته مالکیت فکری Intellectual Property ست. موضوع این رشته، حمایت حقوق از خلّاقیت افراد است. این خلّاقیت درصورتی‌که جنبه صنعتی به خود گیرد، با «حق اختراع» Patent حمایت می‌شود؛ جنبه تجاری خلاقیت عمدتاً -اگرچه نه منحصراً- بحث علائم تجاری Trademarks را پیش می‌آورد و کپی‌رایت تعبیه این حقوق برای حمایت از جنبه ادبی و هنری خلّاقیت است. اگر به طور خلاصه بخواهیم این سه را با هم مقایسه کنیم، جدای از نکته بالا، مدّت زمان حمایت و نیاز به ثبت نیز از تفاوت‌های اصلی این سه است: حق اختراع در ایران و اکثر نظام‌های حقوقی، منحصر است به ۲۰ سال از زمان ثبت و پس از ۲۰ سال، اختراع وارد «عرصه عموم» public domain می‌شود و قابل دسترسی و استفاده توسط همگان؛ علائم تجاری در ایران و معمولاً در سایر نظام‌ها، برای ۱۰ سال پس از ثبت، معتبر است، با توجه به اینکه حمایت آن درصورت ثبت مجدّد، قابل تمدید است. کپی‌رایت امّا کمی با این دو متفاوت است. در قریب به اتفاق نظام‌های حقوقی، کپی‌رایت به محض پدید آمدن اثر هنری و ادبی، در شکلی از بیان expression (در تقابل با «ایده» محض که قابل حمایت نیست)، به وجود می‌آید و این یعنی، نیاز به ثبت ندارد؛ البته در صورت درخواست حمایت، پدیدآورنده یک اثر ادبی یا هنری باید بتواند انتساب آن اثر را به خود ثابت کند؛ لیکن بحث آنست که این اثبات از طرق مختلف ممکن است و به معنی لزوم ثبت اثر در یک اداره دولتی به نام خود نیست و در صورت اثبات نیز، حمایت به زمان قبل از اثبات نیز تسرّی می‌یابد؛ البته نقطه احتساب آغاز مدّت حمایت، بسته به انواع آثار، می‌تواند متفاوت باشد و مثلاً در مورد آثار سینمایی، زمان حمایت درصورتی‌که اثر پخش یا اکران شده باشد، از زمان پخش یا اکران احتساب می‌شود و نه از زمان ساخت اثر.

    با در نظر داشتن تفاوت اثبات و ثبت، باید دانست که مطابق با پیمان برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری -که یکی از اصلی‌ترین پیمان‌های بین‌المللی در زمینه کپی‌رایت است و حداقل حقوقی که کشورها باید برای اتباع خود تعیین کنند را مقرر داشته- وجود حمایت کپی‌رایت نمی‌تواند مشروط به رعایت تشریفاتی گردد؛ و منظور این پیمان از تشریفات، عمدتاً نیاز به ثبت کپی‌رایت بوده است.
    اگر در اسناد این پیمان جستجویی کنید خواهید دید که ایالات متحده آمریکا تنها در سال ۱۹۸۹ بود که به این پیمان پیوست، در حالی که این پیمان از سال ۱۸۸۶ قابل اجرا و قابل پیوستن بدان بوده‌ است. یکی از مهمترین دلایل آمریکا برای به تعویق انداختن پیوستن به این پیمان آن بوده که مطابق با قوانین داخلی آمریکا، تشریفات ثبت برای به وجود آمدن حمایت کپی‌رایت لازم بوده و این کشور چندان راغب به تغییر این جنبه از قانون داخلی خود نبوده است. این کشور تا سال ۱۹۸۹ زمان برد تا قوانین خود را تا حد امکان -از لحاظ لزوم عدم هیچ‌گونه تشریفات به عنوان پیش‌شرط به وجود آمدن کپی‌رایت در یک اثر- با پیمان برن هماهنگ سازد و خواهیم دید که حتی پس از پیوستن به پیمان برن نیز آمریکا شرط لزوم ثبت کپی‌رایت را کاملاً حذف نکرد و به لطایف‌الحیلی که با پیمان برن ناهمگون نباشد، آن را نگاه داشت. از اقداماتی نیز که ایالات متحده برای آنکه سرش از منفعت برخورداری اتباعش از حمایت کپی‌رایت سایر کشورهای دنیا بی‌کلاه نماند، صورت داد، پیمان بین‌المللی دیگری بود به نام پیمان جهانی کپی‌رایت Universal Copyright Convention که یکی از نوشته‌های این وبلاگ را بدان اختصاص داده‌ام.

    اما پس از ۱۹۸۹ که بالاخره ایالات متحده آمریکا نیز به قافله جهانی حمایت از کپی‌رایت به شکل مقرر در پیمان برن، پیوست، این کشور باز هم یک سری مقررات خود را راجع به لزوم ثبت اثر برای برخورداری از کپی‌رایت حفظ کرد؛ بدین ترتیب، اکنون آثار همچنان که در پیمان برن مقرر شده است، بدون نیاز به هیچ تشریفاتی دارای حمایت کپی‌رایت هستند لیکن برای بهره‌برداری کامل از این حقوق، دارندگان کپی‌رایت اقداماتی را لازم است انجام دهند و ثبت کپی‌رایت بدین صورت در قوانین داخلی آمریکا نقاب از رخ خود بر می‌دارد.

    • کپی‌رایت بین‌المللی؟
    برای افرادی که اطلاعات تخصصی در زمینه کپی‌رایت ندارند، ممکن است چنین برداشت شود که با ثبت یک اثر در آمریکا آن اثر از یک «کپی‌رایت بین‌المللی» برخوردار می‌گردد. این برداشتی‌ست اشتباه که لازم است توضیحاتی درباره آن بدهم.

    چیزی به اسم «کپی‌رایت بین‌المللی» وجود خارجی ندارد، چه در ایران و چه در سایر کشورهای دنیا. آنچه وجود دارد یک سری پیمان‌های بین‌المللی هستند که کشورها در صورت تمایل و آزادانه می‌توانند بدان بپیوندند. در صورت پیوستن به چنین پیمان‌های بین‌المللی -بگذارید مثلاً پیمان برن را معیار قرار دهیم- کشور عضوشده می‌پذیرد که از آثار یک پدیدآورنده غیر تبعه که تبعه کشوری‌ست که در آن پیمان عضو است، همانند تبعه خود، حمایت به عمل آورد. در جزئیات اینکه آیا این حمایت عیناً همانند تبعه خود است یا می‌تواند کمتر یا بیشتر هم باشد، قواعد بسیاری وجود دارد که جای طرح آن اینجا نیست و تنها برای دانستن اساس، لازم است بدانید که حتی عضویت کشورها در این پیمان‌ها نیز یک شکل واحد به قانون کپی‌رایت و حقوقی که دارنده کپی‌رایت از آن برخوردار است، نمی‌دهد؛ اگرچه که حداقلی از حقوق لازم است که اعطا شود لیکن جزئیات از کشوری به کشور دیگر و در واقع از قانون داخلی یک کشور به قانون داخلی کشور دیگر متفاوت است. پس اگر شما به عنوان مثلاً شهروند انگلستان در فرانسه از حقوقی برخوردارید، بدان معنا نیست که از عین همان حقوق نیز در اسپانیا برخوردارید و یا آنکه فرانسه و اسپانیا به شما عین حقوقی را که در انگلستان دارائید، اعطا کنند، اما بدان معنا هست که در این دو کشور به ترتیب مانند یک شهروند فرانسه یا اسپانیا با شما رفتار شود.

    اگر یک قانون بین‌المللی وجود ندارد، پس چگونه ثبت کپی‌رایت در آمریکا برای یک ایرانی مانند آنست که اثرش در همه جای دنیا حمایت می‌شود؟ 
    خوب! نکته اصلی پیوستن به پیمان‌های بین‌المللی همین است!: برای آنکه در کشورهای عضو این پیمان‌ها مانند اتباع خود آنها از حمایت برخوردار شوید، کشور شما نیز باید به این پیمان پیوسته باشد. ایران به هیچ پیمان بین‌المللی در حمایت از کپی‌رایت نپیوسته، پس پدیدآورندگان ایرانی در هیچ کجای دنیا از حمایت قانون آن کشورها برخوردار نیستند؛ البته باز هم خاطر نشان می کنم که این حرف، از کلیّات است و جزئیات و استثنائات در اینجا بررسی نمی‌شود. پس پدیدآورندگانی که می دانند آثار آنها پا از مرزهای ایران بیرون خواهند گذارد و احتمال استفاده بدون مجوز از آثار آنها در سایر نقاط دنیا وجود دارد، راهکار ثبت در آمریکا را اندیشیده‌اند. با این کار اثر ثبت‌شده همانند یک اثر پدیدآورنده آمریکایی دارای حمایت شناخته می‌شود، درست مانند آنکه پدیدآورنده، اصولاً شهروند آمریکا باشد. بدین‌ترتیب نه تنها اثر در داخل مرزهای آمریکا قابل حمایت است، بلکه در سایر نقاط دنیا نیز به چشم یک اثر پدیدآورنده آمریکایی بدان نگریسته می‌شود و پس فراهم آوردن حمایت طبق این پیمان‌های بین‌المللی برای آن اثر لازم می‌گردد.

    • چگونگی ثبت کپی‌رایت در آمریکا
    به‌طور‌کلی ثبت کپی‌رایت در آمریکا یک تشریفات قانونی‌ست، برای آنکه از اطلاعات مربوط به اثر و کپی‌رایت آن یک مدرک و سابقه قانونی حفظ شود و موجود باشد. البته چنان‌که در پیش هم گفته شد، ثبت کپی‌رایت، شرط به وجود آمدن حمایت کپی‌رایت برای یک اثر نیست -حداقل نه برای یک شهروند آمریکایی یا تبعه کشوری که عضو پیمان برن باشد، لیکن با وجودی که ثبت، لازمه به وجود آمدن نیست، قانون کپی‌رایت آمریکا، مشوّق‌ها و انگیزه‌های متعددی را برای ثبت کپی‌رایت مقرر داشته است و از این طریق راه را برای ثبت کپی‌رایت برای آثاری که پدیدآورندگان آن غیرآمریکایی باشند هم هموار شده است، زیرا شهروند کشور خاصی بودن یا نبودن به عنوان پیش‌شرط امکان ثبت کپی‌رایت در آمریکا مقرر نشده است.

    مزایا و مشوق‌های ثبت کپی‌رایت در آمریکا 
    این مزایا و مشوق‌ها -خصوصاً از دید شهروندان آمریکایی و اتباع کشورهایی که عضو پیمان‌های بین‌المللی حمایت از کپی‌رایت هستند و برای برخورداری از حمایت، نیاز به ثبت ندارند- از این قرار است:

    ۱. ثبت، یک مدرک و سابقه قابل دسترسی برای عموم از اطلاعات مربوط به اثر و پدیدآورنده آن فراهم می‌آورد. این مزیّت خصوصاً آنجا مطرح می‌گردد که فردی برای استفاده از یک اثر کپی‌رایت که نیاز به مجوز از دارنده کپی‌رایت دارد، به دنبال اطلاعاتی از این شخص اخیر است.

    ۲. قبل از اقامه دعوای نقض کپی‌رایت در دادگاه، اثر در هر حال باید در اداره کپی‌رایت امریکا ثبت گردد.

    ۳. اگر اثر ظرف ۵ سال از انتشار آن، ثبت شود، این به‌خودی‌خود دلیلی به نفع ثبت‌کننده در مورد اعتبار کپی‌رایت و انتساب اثر به اوست و لزوم اثبات خلاف در این صورت با طرف دیگر است که عدم انتساب را ثابت کند.

    ۴. در صورتی که اثر ظرف ۳ ماه از انتشار آن و یا قبل از نقض کپی‌رایت آن اثر و اقامه دعوا در دادگاه، ثبت شده باشد، خسارات قانونی statutory damages و هزینه وکیل attorney's fees قابل ادّعا می‌باشد؛ درحالی‌که اگر ثبت نشده باشد، و یا به منظور امکان اقامه دعوا ثبت شده باشد، تنها خسارات واقعی و منافع actual damages and profits برای خواهان قابل ادعاست.

    ۵. ثبت اثر به ثبت‌کننده این امکان را می‌دهد که نزد اداره خدمات گمرکی ایالات متحده آمریکا سابقه و مدرکی داشته باشد تا بتواند از این اداره درخواست کند از وارد کردن اجناس نقض‌کننده کپی‌رایت وی جلوگیری کند.

    زمان ثبت یک اثر در آمریکا
    ثبت کپی‌رایت در آمریکا می تواند در هر زمانی -مادام که کپی‌رایت موجود در آن اثر منقضی نشده است- صورت گیرد. برخلاف قانون قبلی آمریکا (قانون سال ۱۹۷۸)، مطابق با قانون فعلی اگر اثری در حالی‌که هنوز منتشر نشده بوده، ثبت شده باشد، بعد از انتشار نیاز به ثبت دوباره ندارد، اگرچه دارنده کپی‌رایت می‌تواند آن تدوین نهایی انتشار یافته را هم در صورت تمایل ثبت کند.

    • نفع آمریکا در ثبت کپی‌رایت محصولات خارجی در کشور خود
    در قسمت دوم این نوشته چنان نتیجه‌گیری شد که ثبت محصولات فرهنگی در آمریکا برای پدیدآورندگان ایرانی آنها، منافعی بیش از ضررهای آن دارد. لازم است به داستان از دریچه دید دو کشور آمریکا و ایران و نیز ملّت‌های آنان هم نگریسته شود. آنچه که به نظر می‌رسد به عنوان روندی تازه از سوی پدیدآورندگان آثار فرهنگی در ایران با ثبت اثرشان در آمریکا، شروع شده، دور نمی‌نماید که تبدیل به روندی رایج گردد که نه تنها برای کشور آمریکا منافع مالی مستقیم خواهد داشت بلکه به زودی مرکز اصلی تولید فرهنگ پارسی را نیز از ایران خارج و به آمریکا منتقل کند. نفع آمریکا روشن است و به دو دسته کلی می‌توان تقسیم نمود:

    منافع مالی
    ثبت اثر برای پدیدآورنده ایرانی هزینه‌هایی در پی دارد: قسمتی از این هزینه‌ها مستقیماً به جیب دولت ایالات متحده (اداره کپی‌رایت) می‌رود -فراموش نکنیم دولت آمریکا برای فراهم آوردن این حمایت به‌رایگان اقدام نمی‌کند و ثبت، نیازمند پرداخت هزینه‌ایست که برخلاف آنچه در ایران رواج دارد، هزینه واقعی‌ست و نه یارانه‌ای یا قابل تخفیف و غیره- قسمتی دیگر نیز صرف گرفتن وکلای آمریکایی می‌گردد.

    منافع فرهنگی
    ثبت آثار فرهنگی در آمریکا کم‌کم مخاطبین را هم -به دلایل مختلف و از سرناچاری و نه لزوماً از روی عمد و دشمنی با ایران- به آمریکا می‌کشاند. فرهنگ ایرانی به جای شکوفایی در ایران و به خدمت گرفتن ایرانی و در خدمت ایرانی بودن، به آمریکا منتقل می‌شود، آمریکایی را به خدمت می‌گیرد و در خدمت آمریکایی خواهد بود. روندی که به نظر می‌رسد در ابتدای شکل‌گیری آنیم به شدّت نقطه‌ای دیگر، بسیار مشابه این، در گذشته فرهنگ این مملکت را برای من تداعی می‌کند: دوران صفویه و مهاجرت شاعران و ادیبان ایرانی به هند که ایجاد سبکی در ادبیات فارسی به همین نام سبک هندی»- را در پی داشت:

    مشکل شاعران دوره صفوی، البته، تحت نام کپی‌رایت قابل بررسی نیست، اگرچه بحث عدم حمایت از شاعران می‌تواند مشکل آن زمان را با ادبیات حقوق کپی‌رایت دوران مدرن حلّاجی کند. وضع از این قرار بود که شاهان صفوی خود را «لایق» آن که موضوع سروده‌های شاعران که عمدتاً مبتنی بر ستایش از آنان بود نمی‌دیدند و بر آن بودند که در عوض امامان شیعه از چنان جایگاهی برخوردارند. این در حالی بود که ستایش از شاهان و بزرگان به عنوان «ولی‌نعمتان» شعرا، سابقه‌ای طولانی و جاافتاده در فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم داشت. نتیجه این «فروتنی» شاهان صفوی و به دنباله‌روی از آنان، بزرگان و فئودال‌های ایرانی، شعرا از ستایش آنان منع و به سرودن درباره امامان تشویق شدند. شاهان و بزرگان نیز که ستایشی از خود دریافت نکرده بودند، حمایت (مالی) از شاعران را نیز بر خود لازم نمی‌دیدند و آنان را به همان حمایت (از نوع اخروی!) امامان حواله دادند! شاعران نیز چاره‌ای ندیدند جز آنکه به سایر سرزمین‌های فارسی‌زبان که تحت حکومت صفویه نبود و هند مهمترین آن به شمار می‌رفت، مهاجرت کنند. دوره صفوی اگرچه در بسیاری از شاخه‌های هنر و فن، دوره‌ای شکوفا بود، لیکن ادب پارسی در آن دوره نه در ایران که در هند و به حمایت شاهان هندی به حیات خود ادامه داد و بالطبع تاثیرات فرهنگ هندی را نیز بر خود پذیرفت.

    روند ثبت کپی‌رایت در آمریکا نیز به نظر من آغاز مهاجرت فرهیختگان و هنرمندان مستاصل و ناامید از حمایت در کشور خود به کشوریست که آنان را با آغوش باز پذیرا باشد. مهاجرتی که بنا به مقتضیات زمان، لزوماً مهاجرتی مادّی نخواهد بود و این خود زیرکی آمریکا را نیز می‌رساند که چگونه ضمن دور نگاه داشتن منبع خلّاقیت -هنرمندانی که مقیم ایرانند- که هزینه های خود را دارد، حاصل کار آنان را از آن خود می‌کند؛ تو گویی هزینه‌ها برای ایران است و هنگامی که نوبت به ثمره این هزینه‌ها می‌شود، بهره‌ها و نتایج صادر می‌شود برای آمریکا. چنان می‌نماید انگار آمار بالای مهاجرت ایرانیان و سرمایه‌های انسانی این کشور به آمریکا که نام فرار مغزها را بر آن نهاده‌اند، کافی نبود که اکنون محصولات فرهنگی ایران هم سر از آمریکا درمی‌آورد و آنها هم که ایران مانده‌اند به فکر فرستادن آثار فرهنگی خود به آنجایند.

    این توضیح که به ناچار کمی به درازا کشید، نه تنها توضیحی بر چگونگی نفع بردن آمریکا از این روند است، بلکه ‌خود، ضرر ایران و کلاهی که به سرش خواهد رفت را نیز می‌نمایاند: فقر فرهنگ به سبب از دست دادن مرکزیت خود در خلّاقیت فرهنگ و هنر پارس.

    دولت ایران لازم است که نشانگان شروع این روند را که چون بیماری مهلکی به تن فرهنگ ایران خواهد افتاد، جدی بگیرد و از همین آغاز به هر روش که می‌تواند برای فراهم آوردن حمایتی که هنرمندان و پدیدآورندگان آثار فرهنگی ایرانی لایق آنند و انتظار آن را دارند، چاره‌ای بیاندیشد، که اگر فراهم نشد، نمی‌توان پدیدآورنده ایرانی را شماتت کرد که «چرا به همین وضعیت فلاکت‌بار عدم حمایت نساختید؟» که میل به پیشرفت، میل طبیعی هر موجود زنده‌ایست، چه رسد به هنرمندان که وجودشان به هنرشان بسته است.

    Friday, 3 June 2011

    ثبت کپی‌رایت محصولات فرهنگی ایران در آمریکا - قسمت دوم

    • آلبوم جدید محمدرضا شجریان و داستان ثبت کپی‌رایت در آمریکا
    داستان آلبوم جدید محمدرضا شجریان کمی با داستان سریال قهوه تلخ متفاوت است. اگر سریال قهوه تلخ در ایران مجوز انتشار گرفت و توانست از اقبال عمومی مردم سود خوبی برد، آلبوم جدید محمدرضا شجریان با نام «مرغ خوشخوان» اصولاً مرحله گرفتن مجوز از وزارت ارشاد را طی نکرد. چنانکه در تارنماهای مختلف -از جمله اینجا- از قول وکیل ایشان خواندم، این آلبوم قسمت دوم کنسرتی‌ست که قسمت اول آن در سال ۱۳۸۸ با نام «رندان مست» منتشر شد و با استقبال مردم مواجه گشت. اینطور که پیداست وزارت ارشاد یک سالی‌ست که در دادن مجوز به این آخرین آلبوم آقای شجریان تعلّل می‌کند، به نحوی که نه مجوز را می‌دهد و نه اعلام می‌کند که کار قابل تایید و گرفتن مجوز نیست و در این سبک «دواندن» هنرمند به دنبال مجوزی ساده، بسیار محتمل به نظر می‌رسد که وزارت ارشاد سوابق سخنان و جهت‌گیری‌های محمدرضا شجریان را در دفاع از مخالفین دولت دور از نظر نداشته است.

    گویا این پیش‌زمینه حال دلیل کافی برای این هنرمند فراهم آورده که انتشار آلبوم را به طور کلّی از ایران خارج کند و برنامه بر انجام کار در کشور آمریکا قرار داده شده است که به قول معروف هم فال باشد و هم تماشا: هم آلبوم ایشان منتشر شود و در دسترس بیشترین جمعیت ایرانیان مقیم خارج -ساکن آمریکا- قرار گیرد و هم از حمایت کپی‌رایت بسیار قوی (کشور آمریکا در حال حاضر قوی‌ترین قوانین کپی‌رایت در دنیا را دارد) برخوردار ‌گردد.


    • کپی‌رایت، امکانات بالقوه، اعتراض مدنی و احترام به مخاطب
    از قول وکیل آقای شجریان همچنین خوانده شد که در صورت انتشار آلبوم جدیدشان در آمریکا، ایشان به دنبال راهکارهایی هم برای قابل دسترس گرداندن این آلبوم برای ایرانیان مقیم داخل می‌باشند و گویی تصمیم بر آن گرفته شده که کار قابل دانلود به صورت پولی باشد که اگر این‌طور باشد، گامی نو -تا جایی که من خبر دارم- و موثر خواهد بود در به‌روز کردن روش‌های انتشار یک اثر موسیقی در ایران از لحاظ استفاده از فن‌آوری روز؛ چه دانلود موسیقی در ایران در قریب به اتفاق موارد به دست کاربران عادی دهکده جهانی و به صورت غیرپولی و در نتیجه ناقض حقوق کپی‌رایت پدیدآورنده صورت می‌گیرد و این شاید اولین مورد باشد که خود آهنگساز، ساخته خود را در اینترنت به طور گسترده به نحوی که خود نیز صرفه‌ای از آن ببرد، قابل دسترس می‌کند

    پیش از آقای شجریان، محسن نامجو نیز با نظر به ناممکن بودن دریافت مجوز ارشاد برای آلبومی که در خارج از ایران منتشر کرده بود، از مقیمان خارج از ایران درخواست کرده بود، اثر را خریداری کنند، و ضمن قراردادن آن آلبوم در دسترس مقیمان داخل برای دانلود در اینترنت، از آنان خواسته بود که در صورت دانلود، بهای آن را به عنوان خیریه به «محک» (موسسه حمایت از کودکان سرطانی ایران) بپردازند. این اقدام عملی بود بسیار باارزش از آن جهت که هم نوعی اعتراض مدنی بود به ندادن مجوز ارشاد به آثار ایشان و هم درک وی را از موقعیت مخاطبین ایرانی خود می‌رساند و سعی هنرمند را برای اندیشیدن راه‌حلّی نشان می‌داد برای آن که صرف زندگی در ایران سبب نشود مخاطبان وی از تجربه آثارش محروم بمانند؛ که به نوعی ارزشمند تلقّی کردن مخاطبین خود در ایران است.
     
    با این وجود، اعتقاد دارم احترام به مخاطب نباید به قیمت ضرر مالی هنرمند تمام شود و در همه حال اینکه تمام امکانات بالقوه فن‌آوری و حقوقی و اجتماعی امروز ابتدا سنجیده شود -مثل اینکه آیا راهی وجود دارد که از امکانات خدمات بانکی اینترنتی و پرداخت آن-لاین استفاده شود تا هر یک از آهنگ‌های ایشان از طریق خرید اینترنتی قابل دانلود باشد و نه به صورت رایگان- باید در اولویت قرار داده شود و اگر هیچ‌گونه راهی موجود نبود آنگاه هنرمند دست به چنین اقدام متضمن ضرر مالی علیه خود دست زند. از این‌رو برنامه آقای شجریان که گویا راهی برای دانلود پولی آثارشان برای ایرانیان مقیم داخل کشور اندیشیده‌اند، اقدامی مثبت است که می‌تواند در ایجاد تنوع در شیوه‌های عرضه آثار موسیقی حتی داخل کشور، نقشی کلیدی بازی کند.


    • مزایای انتشار و ثبت کپی‌رایت آلبوم جدید در آمریکا
    ۱. با انتشار آلبوم جدید محمدرضا شجریان در آمریکا، این اثر در بازار نسبتاً بزرگی از ایرانیان مقیم خارج از کشور و نیز غیرایرانیان دوستدار موسیقی سنتی ایرانی قابل دسترسی خواهد بود. اهمیت این جنبه از وضعیت خصوصاً زمانی رخ می‌نماید که توجه کنیم که به دلیل عضو نبودن ایران در هیچ‌یک از پیمان‌های بین‌المللی حمایت از کپی‌رایت و نیز به دلیل پیچیدگی‌های روابط سیاسی و اقتصادی ایران با اکثریت کشورهای دنیا و از جمله کشورهای غربی، آلبوم‌های موسیقی منتشره در ایران به طور گسترده و منظم به بازار این کشورها وارد نمی‌شود و حتی در این‌صورت نیز، نظر به محل انتشار اولیه آن آلبوم‌ها -ایران- که تعیین وجود یا عدم تعهد کشورها به فراهم آوردن حمایت کپی‌رایت، ارتباط مستقیم بدان دارد، حمایتی درخور از آن‌ آثار فراهم نمی‌گردد.

    توضیح آنکه عضویت در پیمان‌های بین‌المللی حمایت از کپی‌رایت، به طور خلاصه و بدون ورود در جزئیات، بدان معنی‌ست که کشوری می‌پذیرد برای اتباع کشور عضو دیگر همان حمایتی را فراهم آورد که برای اتباع خود؛ و نیز این پیمان‌ها -به‌طور برجسته: پیمان برن- به اعضا خود این اجازه را می‌دهد که اتباع کشورهای غیرعضو را که کشور آنان برای اتباع کشورهای عضو حمایتی فراهم نمی‌کنند، از حمایت خود مستثنی دارند.

    ۲. در بازار نامبرده در بالا به دلیل بهره‌مندی آن از قانون کپی‌رایت بسیار قوی و موثر، احتمال نقض حقوق پدیدآورنده به صفر رسیده و هنرمند از این که حداکثر استفاده مالی ممکن را با توجه به میزان استقبال عموم از اثرش، خواهد برد، اطمینان خواهد داشت.


    • معایب انتشار آلبوم جدید در آمریکا
    ۱. مطابق با قانون فعلی حمایت از حقوق مولفان و مصنفان (۱۳۴۸) تنها اثری از حمایت قانون ایران برخوردار می‌گردد که در صورت انتشار، اول‌بار در ایران منتشر شده باشد. بدین ترتیب آقای شجریان با انتشار آلبوم خود در آمریکا عملاً این حمایت قانون ایران را از دست خواهد داد. البته جوابی که بدین «عیب» می‌توان داد آنست که حمایت فراهم شده در قانون ایران چنان معیوب و ناقص و قدیمی‌ست و بدتر از آن، اجرا و ضمانت‌اجرای همین قانون ناقص و معیوب، چنان ضعیف و ناکارآمد است که در کل هنرمند چندان آن را «آش دهان‌سوز» ی نمی‌یابد که از دست دادنش وی را نگران سازد!

    ۲. با انتشار آلبوم جدید در آمریکا، بازاری که به نسبت بزرگ‌تر از بازار آمریکاست -برای آثار آقای شجریان- یعنی بازار مخاطبین ایرانی مقیم ایران، از دست خواهد رفت؛ البته این در صورتی‌ست که تلاش ایشان و وکلای وی برای اندیشیدن راهی برای در دسترس گذاردن آثارشان در اینترنت به صورت پولی به جایی نرسد. در پاسخ به این عیب نیز می‌توان گفت که اگرچه مخاطبین آثار محمدرضا شجریان طیف گسترده و جمعیت بالایی از ایرانیان مقیم داخل هستند، لیکن به دلیل ضعف قانون -چنانکه در بالا مطرح شد- همیشه آثار منتشره ایشان در ایران به طور گسترده مورد انتشار و توزیع غیرقانونی قرار می‌گرفته است، و این بازار گسترده تنها در تئوری و البته به هنگام ارزیابی میزان شهرت و مقبولیت ایشان در بین عام مطرح است؛ و آنگاه که نوبت به فروش نسخه‌های اصل و به دنبال آوردن درآمد واقعی از فروش یک آلبوم برای هنرمند برسد، به احتمال زیاد بازار ایران، رقیب جدی و وسوسه‌انگیزی در مقایسه با بازار نسبتاً محدودتر ایرانیان مقیم خارج -که در تعداد کمند لیکن نظر به قوانین منسجم و قوی، همگی به خرید نسخه اصل آثار رو می‌آورند- نمی‌باشد.

    در کل به نظر می‌رسد که می‌توان نتیجه گرفت که مزایای انتشار آلبوم جدید موسیقی در کشور آمریکا و برخورداری از حمایت کپی‌رایت آن کشور بیش از معایب احتمالی آن است، حداقل مادام‌که از جانب نفع و ضرر هنرمند به قضیه نگریسته شود.

    در قسمت نهایی این نوشته به بررسی چرایی و چگونگی ثبت کپی‌رایت آثار فرهنگی غیر آمریکایی در آمریکا پرداخته می‌شود و نیز اینکه ثبت کپی‌رایت در آمریکا -این بار نه از دید هنرمند، بلکه از دیدی کلّی به مقوله فرهنگ- چه سودهایی برای آمریکا و چه زیان‌هایی برای ایران به ارمغان می‌آورد.