Showing posts with label تاریخچه. Show all posts
Showing posts with label تاریخچه. Show all posts

Tuesday, 12 July 2011

کپی‌رایت چیست؟


از یکی از خوانندگان این وبلاگ چند سؤال درباره کپی‌رایت دریافت کردم. قصد دارم در این پست و چند نوشته بعدی به این سوالات تا حد ممکن و خلاصه پاسخ دهم.

سوال اولی که دریافت کردم سوالی مختصر است که البته جواب آن به اختصار خودش نمی‌تواند باشد!: 

تعریف کپی‌رایت چیست؟

کپی‌رایت حقی‌ست که پدیدآورنده یک اثر هنری یا ادبی بر روی اثر خود دارد. یک نوع مالکیت است که آثار آن کمی با مالکیت ما بر اشیاء مادی متفاوت است.

فرض کنید شما مالک خانه‌ای هستید. این مالکیت اثرات خاص خود را دارد. مثلاً به شما حق انحصاری استفاده از مالتان را می‌دهد. و این خود بدان معنی‌ست که شما می‌توانید دیگران را از استفاده ازخانه‌تان منع کنید. این حق استفاده همچنین بدین معنی‌ست که می‌توانید آن را از بین ببرید. البته استفاده هر مالکی از مال خود با قاعده‌ای به نام «لاضرر» محدود می‌شود. یعنی اگر بخواهید از مال خود چنان استفاده‌ای ببرید که منجر به ضرر دیگری بشود، این استفاده دیگر مجاز نیست.

حال فرض کنید شما نویسنده یک کتاب داستانید. این کتاب «مال» شماست و می‌توانید هرگونه که خواستید از آن استفاده کنید. این استفاده اما نمی‌تواند تنها این باشد که کتابتان را در کتابخانه بگذارید و هر از گاه مطالعه کنید. انواع استفاده از چنین مالی به همین دلیل بسیار متنوع می‌شود. می‌توانید با ناشر قرارداد ببندید تا کتابتان منتشر شود. در این‌گونه قراردادها وضع کپی‌رایت تا حد زیادی بررسی و مورد تصمیم قرار داده می‌شود حتی اگر تحت عنوان کپی‌رایت نباشد. اگر بخواهید کپی‌رایت را برای خود نگاه دارید معمولاً ناشر از شما خواهد خواست که تعهد کنید برای چاپ کتاب به صورت موازی سراغ ناشر دیگری نروید و... . می‌توانید با یک شرکت فیلم‌سازی قرارداد ببندید و حق ساخت فیلم از کتاب خود را به او منتقل کنید. بحث حق فروش دوباره هم می‌تواند مطرح شود و سایر حقوق که همه برخاسته از تنوع انواع «استفاده» دارنده کپی‌رایت از حقش در مقایسه با استفاده مالک یک شیء مادی از مالش است.

از طرفی وقتی تصمیم به انتشار اثر خود گرفتید، بحث استفاده سایر افراد از اثر شما که یک اثر کپی‌رایت است، مطرح می‌شود.  

منظور از اثر کپی‌رایت a copyright work- a copyrighted work اثری‌ست که کپی‌رایت آن هنوز منقضی نشده است. مدت کپی‌رایت در کشورهای مختلف متفاوت است. کشورهای عضو پیمان برن متعهدند که حداقل دوره حمایت ۵۰ ساله را در قوانین خود مقرر دارند. این مدت در انگلستان ۷۰ سال و در آمریکا ۱۲۰ سال پس از فوت دارنده کپی‌رایت است

اما آیا سایر افراد چه استفاده‌ای می‌توانند از اثر کپی‌رایت شما (مثال ما کتاب بود) ببرند؟ اولین و شایع‌ترین استفاده مسلماً خواندن آن کتاب است. برای این‌کار افراد باید از یک اثر اصل original استفاده کنند. می‌توانند کتاب را بخرند یا از کتابخانه امانت بگیرند. اگر کل کتاب را کپی‌ کنند چه می‌شود؟ خوب کار زیاد جالبی نیست ولی در این موارد بحث استثنائات کپی‌رایت که دو شکل «استفاده مجاز» یا «اجازه‌نامه (لایسنس)های اجباری» انواعی از آن است، می‌تواند مطرح شود. اجازه دهید از کنار این البته بگذریم چون بسیار بحث مفصلی‌ست!

افراد می‌توانند انواع دیگری از استفاده از اثر شما بنمایند. می‌توانند در یک برنامه رادیویی قسمت‌ها یا حتی کل کتاب شما را روخوانی‌ کنند. ممکن است یک نویسنده در کتاب خود از قسمت‌هایی از نوشته شما استفاده کند (دقت کنید استفاده در این مثال خاص متفاوت است از استناد کردن به کتاب شما که نیاز به کسب اجازه ندارد). این‌ها مواردی‌ست که این افراد باید اجازه شما را برای استفاده خود کسب کنند. و البته این اجازه به معنای توافقی‌ست که او با شما حاصل می‌کند که با پرداخت مبلغی به شما حق استفاده از اثر شما را متناسب با نحوه استفاده‌ای که برنامه‌اش را دارد، کسب کند.


برای داشتن تصویر بهتری از اینکه کپی‌رایت چسیت، بد نیست که به مختصری از تاریخچه پیدایش کپی‌رایت هم اشاره کنم. اولین قانون کپی‌رایت در سال ۱۷۰۹ در انگلستان به امضای «ملکه آن» Queen Ann رسید. آیا چه ملکه فرهنگ‌پرور و هنردوستی؟ خیر! فکر نمی‌کنم حرفی از حمایت و پرورش فرهنگ و هنر در آن زمان به شکل امروزی آن بوده یا حداقل با این قانون ملکه آن عزیز نگرانی خاصی را برطرف کرده باشد! داستان این بود که بعد از پیدایش و گسترش صنعت چاپ، ناشران انگلیسی متوجه شدند که کتاب‌های پرفروش آن‌ها (در مقیاس آن دوره البته در نظر بگیرید!) توسط ناشرین خارجی هم چاپ شده و وارد کشور می‌شود و اگر قیمت آن‌ها رقابتی باشد، بدان معناست که کتاب‌های آنان را کسی نمی‌خرد. این ناشرین از ملکه آن تقاضا کردند که در ازای دریافت درصدی از پول فروش کتاب (می‌بینید؟ خود ملکه آن مستقیماً ذی‌نفع شده است!!)، قانونی را ایجاد کند که ناشری که اولین‌بار کتابی را چاپ می‌کند حق فروش نسخه‌های آن را داشته باشد، حقی مالی که حتی بتواند بر سر آن مذاکره کند و به دیگری انتقال دهد. این حق بر «نسخه» -copy- های یک کتاب از همان زمان به copy-right معروف شد.البته اگر خواستید به این تاریخچه استناد کنید لطفاً فراموش نکنید که قانون ۱۷۰۹ ملکه آن سالیان طولانی‌ست که منسوخ شده و حقوق کپی رایت از آن زمان تا کنون بسیار زیاد متحول شده و در انگلستان دیگر ناشری به ملکه این کشور درصدی نمی‌دهد!

نکته دیگر که به بحث تاریخچه کپی‌رایت ربط پیدا می‌کند اینکه کپی‌رایت برخلاف مباحث متعددی در حقوق، یک حق «فطری» نیست. مثلاً قانون بر اینکه کشتن آدم‌ها مجاز نیست و جرم است، یا همچنین در مورد مجاز نبودن دزدی، به نحوی «فطری» می‌نماید. منظور اینکه حتی در دوران‌هایی که جوامع انسانی نظام‌های حقوقی پیشرفته و مفصل امروزی و یا قوانین منسجم که بتوان به آن استناد کرد، نداشته‌اند، باز هم کشتن آدم‌ها یا دزدی اموال دیگران نکوهیده و جرم -البته جرم به معنای غیردقیق- شمرده می‌شده است. گویی چیزی بوده که از فطرت ما آدم‌ها برمی‌خیزد. کپی رایت اما حقی فطری نیست. در تاریخچه مختصری که گفتم هم دیدید ملکه آن نفع مادی داشت که قانع شد چنین قانونی را ایجاد کند و این یعنی جامعه به خودی خود و از ابتدا نیاز به داشتن این حق را -مخصوصاً به شکل پیچیده امروزی آن- احساس نمی‌کرده است. البته منظور این نیست که چون فطری نیست پس جامعه هم بدان نیاز ندارد. این حرف غلطی‌ست. می‌توانید مساله مالیات را هم عیناً از این دید بررسی کنید: فطری نیست ولی بسیار لازم است و بدون آن حتی اصولاً یک جامعه شهری امروزی قابل تصور نیست. نتیجه‌ای هم که از بحث فطری نبودن کپی‌رایت می‌توان گرفت خصوصیت دیگر این حق است که باید در تعریف آن در نظر داشته باشید: اینکه کپی‌رایت چه حقوقی را به دارنده خود می‌دهد، چطور و با چه چیزی ممکن است محدود شود و جزئیات دیگر باید در قانون یک کشور معنی شود. این یعنی کپی‌رایت من ایرانی حقی قاعدتاً بسیار متفاوت از آنچه دارنده مثلاً انگلیسی کپی‌رایت بر اثرش دارد، به من می دهد.

پس به طور خلاصه: کپی‌رایت حقی‌ست که پدیدآورنده یک اثر هنری یا ادبی بر اثر خود دارد. به موجب این حق، دارنده کپی‌رایت می‌تواند در ازای اعطای اجازه به دیگران برای استفاده از اثرش پرداخت مبلغی را بخواهد. جزئیات این حق و اینکه این حق موجد چه منافع اقتصادی و غیراقتصادی است را قانون هر کشور تعیین می‌کند و امکان ورود استثناء به این حق -یعنی مواردی که افراد این حق را رعایت نکنند و باز هم حق دارنده کپی‌رایت نقض نشود- وجود دارد و به تفصیل باید توسط قانون یک کشور تعیین و تعریف شود.

Sunday, 3 April 2011

مختصری درباره این وبلاگ


سلام!
این وبلاگ قدیمی منست که به دلیل نبود وقت و عدم امکان انتقال همه مطالب آن به وب‌سایت جدیدم، گذاشتم که باقی بماند. 
برای ارتباط با من و خواندن نوشته‌های جدید درباره کپی‌رایت، میراث فرهنگی و مقاله‌نویسی حقوقی از وب‌سایت جدیدم  اثر اصیل بازدید کنید.
----

در اوگوست سال ۲۰۰۷ که کلاس‌ها و سمینارهای دوره کار‌شناسی ارشد را به پایان برده بودم و مشغول کار بر روی پایان‌نامه‌ام بودم، یک وبلاگ در سرویس بلاگفا راجع به کپی‌رایت در ایران راه انداختم. آن تابستان چنان مشغول کار بر روی پایان‌نامه‌ام بودم و بعد از تحویل پایان‌نامه، بلافاصله دوره یک ساله دیگری را درباره حقوق انگلیس در سپتامبر‌‌ همان سال شروع کردم و بد‌تر از پیش مشغول شدم که وبلاگم محدود به دو یا سه نوشته باقی ماند و بعد با توجه به مشغله زیاد تصمیم گرفتم آن وبلاگ را کلّاً کنسل کنم!
اکنون بعد از ۴ سال و با آزاد‌تر شدن وقتم و همچنین با دیدن فعالیت‌هایی که به تازگی خوشبختانه در سمت و سوی تقویت مالکیت فکری در ایران صورت گرفته، تصمیم گرفتم دوباره وبلاگی را در این‌باره راه بیاندازم؛ مخصوصاً با توجه به اینکه درباره سیستم رایج در کشور، نسبت به جنبه‌های مختلف این حقوق (از قانونش گرفته تا نحوه تدریس آن در دانشگاه‌ها و …) حرف‌های زیادی برای گفتن هست.
به دلایل مختلف- که جای بحث آن در اینجا نیست- بر آن شدم که این‌بار وبلاگ را در سرویس بلاگر بسازم، حتی با توجه به اینکه به نظر می‌رسد در ‌‌نهایت بی‌انصافی و ناپختگی، کلیه آدرس‌های منتهی به blogspot.com فیلتر شده‌اند و این وبلاگ هم یحتمل از این قاعده مستثنی نیست!
در نوشتن این وبلاگ، در عین تلاش برای دقت در صحت کلیه جزئیات و دادن منابع مطالب، همچنین در نظر دارم که چنان بنویسم که خوانندگان عادی و غیر متخصص در حقوق هم بتوانند از مطالب استفاده برند. در انتخاب مطالب، نه تنها مطالب مطرح روز، بلکه علاقه خوانندگان ایرانی برایم اهمیت زیاد دارد؛ بنابراین، رودربایستی نکنید و در قالب نظر یا ای‌میل، پیشنهاد‌ها یا سؤالات و موضوعات بحثی را که به نظرتان جالب است و مایلید درباره آن بدانید- مادام که به کپی‌رایت یا مالکیت فکری مرتبط است!- مطرح کنید!